مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

187

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

آن حضرت همچنين در پاسخ على بن محمد بن بشير هَمْدانى ، كه يادآور شد امام حسن پس از صلح تقاضاى كسانى را كه به وى پيشنهاد انقلاب داده‌اند ، نپذيرفته است ، نيز تأييد برادرش را در التزام به پيمان نامه و لوازم عملى آن ابراز داشت و فرمود : « راست گفت ابومحمد ! و همه مردان شما ، تا هنگامى كه اين انسان [ معاويه ] زنده است ، بايد خانه‌نشين باشند . » « 1 » هنگامى كه معاويه او و برادرش و آن دسته از اصحاب على را كه همراهشان بودند براى بيعت به شام دعوت كرد نيز آن حضرت از امتثال كامل خويش در برابر فرمان امام حسن عليه السلام پرده برداشت . از جمله كسانى كه با آنان بودند قيس بن سعد بن عباده انصارى بود . چون نزد معاويه رسيدند ، وى حسن عليه السلام را به بيعت فراخواند و او بيعت كرد . سپس حسين را فراخواند و او هم بيعت كرد . ولى هنگامى كه از قيس بن سعد درخواست بيعت كرد ، وى نگاهى به امام حسين عليه السلام انداخت تا ببيند كه چه فرمان مىدهد و امام فرمود : « اى قيس او - يعنى امام حسن عليه السلام - امام من است . » « 2 » اين حقيقت با آنچه در مجموعه ديگرى از نصوص مبنى بر ناخشنودى آن حضرت از اين بيعت آمده است منافاتى ندارد . مانند اين سخن ايشان كه به برخى از شيعيان فرمود : صلحى بوده است و بيعتى كه من از آن ناخشنود بودم . پس تا هنگامى كه اين مرد زنده است منتظر باشيد ؛ و چنانچه او مرد ما و شما خواهيم ديد كه چه كنيم . « 3 » دليل اظهار چنين سخنانى اين است كه صلح ، ناخوشايندترين انتخابى بود كه در برابر امام حسن عليه السلام قرار داشت و او به خاطر مصالح عاليه اسلام و از روى ناچارى به آن تن داد . بدون شك رعايت اين گونه مصالح ، گاه امام عليه السلام را در شرايط دشوار و نامناسبى قرار مىدهد كه مجبور مىشود به كارى كه نزد او از حنظل تلخ‌تر ، از سم كشنده‌تر و از مرگ فاجعه‌آميزتر است ، اقدام كند .

--> ( 1 ) - اخبار الطوال ، ص 221 . ( 2 ) - اختيار معرفة الرجال ، ج 1 ، ص 325 ، شماره 176 . ( 3 ) - انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 150 ، شماره 10 .